نگار مفید:كسي نيست كه نداند جيمز كامرون و كاترين بيگلو، دو كارگرداني كه در هشتادودومين جايزه آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي آمريكا نامزد دريافت اسكار شدند، از سال 1989 تا 1991 در كنار هم زندگي كردهاند. اتفاقا همانها كه در جريان اين داستان هستند، به خوبي از اهميت عكسالعمل اين افراد در هنگام دريافت جايزه ديگري خبر دارند. به همين خاطر بود كه زماني كه نام كاترين بيگلو بهعنوان بهترين كارگردان آكادمي شنيده شد، جيمز كامرون با همان اعتمادبهنفس هميشگي، دقيقا از صندلي پشت سر او به نشانه احترام بلند شد، همراه با جمعيت او را تشويق كرد و با گفتن
« yes, yes»، شادماني خود را از اين تنديس اعلام كرد. البته اين ماجرا زماني اتفاق افتاد كه نام بيگلو براي دريافت اسكار بهترين كارگرداني خوانده شد و كامرون همچنان به دريافت اسكار بهترين فيلم اميد داشت، اتفاقي كه به وقوع نپيوست و بيگلو دوباره از پشتصحنه روي سن آمد و اين بار با دو تنديس، مراسم اسكار را ترك كرد. به اين ترتيب بود كه مهمترين اتفاق به وقوع پيوست و بيگلو نام خود را بهعنوان يكي از اولينها ثبت كرد؛ كاترين بيگلو، كارگردان «قفسه رنج»، نخستين كارگردان زني است كه پس از هشتاد و دو دوره، عنوان بهترين كارگردان اسكار را به دست ميآورد.
از اقبال بلند «قفسه رنج»
يك هفته پيش از آنكه كاترين بيگلو در سالن كداك تيهتر لسآنجلس روي صحنه برود، خبر رسيد كه تهيهكننده اين فيلم سينمايي اشتباهي مرتكب شده است و همين اشتباه ميتواند شانس «قفسه رنج» را در اسكار هشتادو دوم كاهش دهد. نيكولا شارتيه، يكي از چهار تهيهكننده فيلم «قفسه رنج»، قوانين آكادمي را زيرپا گذاشت و ايميلي به اعضاي صاحب حق راي در آكادمي فرستاد و از آنان خواست فيلم «آواتار» را بهعنوان بهترين فيلم انتخاب نكنند و به «قفسه رنج» راي دهند. آكادمي اسكار نيز اعلام كرد: شارتيه اجازه حضور در مراسم اسكار را ندارد اما اين ماجرا، تغييري در راي آكادمي نميدهد و اگر «قفسه رنج»، عنوان بهترين فيلم را به دست آورد، اين تنديس به آنها تعلق خواهد گرفت. آكادمي اسكار همچنين توضيح داده بود، مجسمه اسكار به شارتيه اعطا خواهد شد اما اين امر در سالن كداك تيهتر صورت نخواهد گرفت. به نظر ميرسد اعضاي آكادمي به خوبي به وعده خود عمل كردند و «قفسه رنج» با شش تنديس، اسكار هشتادودوم را پشت سر گذاشت. داستان «قفسه رنج» توسط مارك باول يك روزنامهنگار مستقل نگاشته شد كه با ملحق شدن به يك گروه تخصصي خنثيسازي بمب در عراق، اطلاعاتي را بهدست آورد كه به او در نگارش فيلم كمك كرد. اين فيلم، داستان يك تيم خنثيسازي بمب ارتش ايالات متحده را به تصوير ميكشد كه در عراق مشغول خدمت هستند و علاوه بر خنثي كردن بمب با مسائل ديگري مانند خطرات ناآراميها و تنگناهاي رواني كه در ميان آنها درحال پديدار شدن است، روبهرو ميشوند. اين فيلم در كشور اردن فيلمبرداري شد و مقامات اردن اميدوار بودند با برگزيده شدن اين فيلم در اسكار، شاهد تاثيرات مثبتي بر وضع اقتصادي كشورشان باشند. بيگلو اين فيلم را در امان، پايتخت اردن و شهرهاي ديگري چون مدبه كه به موزاييكهاي باستاني خود شهرت دارد و زرقا فيلمبرداري كرده است.
بيگلو؛ شانس در خانه را ميزند
كاترين بيگلو، نخستين كارگردان زني است كه اسكار بهترين كارگرداني را دريافت ميكند. او وقتي روي سن سالن كداك تيهتر لسآنجلس ايستاده بود، درباره احساسش نسبت به اين تنديس استثنايي گفت: «بههيچ عنوان نميتوان اين لحظه خاص از زندگي را تعريف كرد. بودن در كنار چنين نامزدهاي قدرتمند و فيلمسازاني كه الهامبخش من بودهاند و همواره آنها را ستايش كردهام، واقعا شگفتانگيز است. از مارك بوآل كه با نگارش چنين فيلمنامه قوي امكان ساخت «قفسه درد» را فراهم كرد، تشكر فراوان ميكنم. از نگاه من، كارگردانی موفق يعني همكاري با عوامل فيلم و من جمعي از بهترينها را در كنارم داشتم. من اين جايزه را به سربازاني اعطا ميكنم كه جان خود را در عراق و افغانستان به خطر مياندازند.» اين فيلم، واكنشهاي متفاوتي را به دنبال داشت و يكي از فيلمهاي مطرح سال به حساب ميآيد. هر چند يكي از منتقدان مطرح سينماي آمريكا، بلافاصله پس از مراسم اسكار درباره موفقيت «قفسه رنج» نوشت؛ «فيلم تازه بيگلو بالاخره نام خود را از زير سايه «آواتار» بيرون كشيد و اين اتفاق را قطعا مديون هيات داوران آكادمي است.» يكي ديگر از منتقداني كه درباره «قفسه رنج» نوشته بود، تام اونيل، از منتقدان لسآنجلس تايمز است كه اعتقاد دارد بخشي از موفقيت فيلم «قفسه رنج»، به اجتناب بيگلو از هرگونه اظهارنظر يا موضعگيري سياسي برميگردد. اونيل ميگويد: «فيلم كاترين بيگلو تماشاگر را مجبور به تصميمگيري سياسي درباره جنگ عراق نميكند. اين فيلم صرفاً تجربه وحشت، خطر و آشفتگي مردم در جنگ را به تصوير ميكشد.»
بولاك در فاصله اسكار و تمشك
ساندرا بولاك كه پس از دو سال غيبت در سينماهاي آمريكا، با سه فيلم به سينماها آمده بود، خيلي سريع جاي خود را در ميان منتقدان و تماشاگران به دست آورد تا 24 ساعت پس از دريافت تمشك طلايي به خاطر بازي در فيلم «همه چيز درباره استيو»، به خاطر فيلم ديگر خود «سمت كور» اسكار بهترين بازيگر را دريافت كند. البته سال 2010 از همان ابتدا براي بولاك سالي متفاوت بود. او همين يك ماه پيش، عنوان پولسازترين بازيگر هاليوود را به دست آورد كه يكي از عجيبترين عنوانهايي بود كه يك بازيگر زن از نوع بولاك ميتوانست به دست بياورد.
جف بريجز؛ پس از 4 دوره
بسياري از آنهايي كه جف بريجز را مستحق دريافت عنوان بهترين بازيگر مرد ميدانستند، حاضرند اعتراف كنند كه دلشان براي بازيگر به رحم آمده بود و اعتقاد داشتند او پس از چهار دوره كانديداتوري در اسكار، بايد اين جايزه را دريافت كند. بازيگر آمريكايي، علاوه بر بازي در فيلمهاي مختلف، چند فيلم نيز تهيه كرده و آهنگسازي و اجراي ترانههاي چند فيلم را نيز بر عهده داشته است. بريجز اين بار با بازي در نقش بد سياه در فيلم «دل ديوانه»، اين عنوان را به دست آورد. «دل ديوانه»، نام يك فيلم موزيكال درام به كارگرداني اسكات كوپر محصول سال ۲۰۰۹ آمريكاست كه از روي رماني با همين نام نوشته توماس كاب اقتباس شده است.