حسين سليمي:به نظر ميرسد كه در عصر جهانيشدن سخن گفتن يا اقدامكردن در مورد پديدههايي چون تحريم، محاصره يا امثال اين مفاهيم مانند گذشته معنا ندارد. در دوران نهچندان دور كشورها تمامي فعاليتهاي اقتصادي خود را تحت كنترل داشتند و با يك تصميم ميتوانستند موسسات اقتصادي مختلف يا بخش مهمي از روابط اقتصادي را كنترل كنند اما در شرايط فعلي كه سرمايه، توليد و تجارت ديگر در دست دولتها نيست، محققساختن محاصرهها يا فشارها يا بلوكهكردن فعاليتهاي اقتصادي به كارآمدي گذشته نيست. به اين ترتيب شكلدادن به تحريمها يا محاصرههايي كه بتواند بهطور كامل اهداف دنبالكنندگان آن را محقق سازد در شرايط فعلي ناممكن است.
با وجود اينكه تحريمها نميتوانند همهجانبه و بر اساس منافع دولتهاي اعمالكننده باشند اما اين به معناي بيتاثيربودن تحريمها نيز نيست. درواقع دولتهايي كه در كشورهاي سرمايهداري هستند مرتبط با بخش مهمي از قدرتها و فعالان اقتصادي- اجتماعي در عرصه جهاني هستند و طبيعي است كه خواست و گرايش آنها، خواست و گرايش بخش مهمي از جريانهاي توليد و توزيع در اقتصاد جهاني است. بر اين اساس تحريمهايي كه چنين قدرتهايي عليه كشوري خاص اعمال ميكنند بيتاثير نيست. اين سادهانگاري است كه تصور شود از آنجا كه در عصر جهانيشدن قرار داريم و امكان تحريمهاي كامل توسط قدرتهاي بزرگ وجود ندارد، تحريمها نيز ناكارآمد است. گرچه همه كشورها در فرآيندهاي اقتصادي راه گريز از تحريمها را ميدانند اما تاثيرات تحريمها بهويژه در دنيايي كه رقابت دائمي ميان كشورها براي توسعه و رشد وجود دارد، گسترده است. در اين شرايط تحريمهايي كه بخش مهمي از فرآيندهاي جهاني با آنها همكاري دارند ميتواند مخرب و تاثيرگذار باشد. بر همين اساس نميتوان بر بيتاثيري تحريمها صحه گذاشت زماني كه با اعمال تحريمها ما در عرصههاي پولي و مالي و فني و تكنولوژيك همچنين در صدور و ورود كالا با بحران مواجه ميشويم.
در اين شرايط مشي تهاجمي يا مخاصمهجويانه هرچند ميتواند فوايدي در عرصه سياست با نشاندادن درجه استقلال كشور داشته باشد اما در هر حال تاثيرات مخرب آن در عرصههاي اقتصادي و سرمايهگذاري قابل چشمپوشي نيست. در شرايطي بهسر ميبريم كه بحران اقتصادي در كشورهاي غربي در حال پايان است و به نوعي فعاليتهاي اقتصادي و سرمايهگذاري به سوي رونق پيش ميرود. در شرايط فعلي كه امكان سرمايهگذاري مجدد يا رشد و توسعه فعاليتهاي توليدي وجود ندارد، سرمايه كلاني در عرصه جهاني به حالت بلاتكليف موجود است و اين فرصت فوقالعادهاي براي جوامعي مانند ايران است كه بازدهي سرمايه در آنها بالا است تا با بهرهگيري از اين شرايط سرمايه سرگردان جهاني را به داخل اقتصاد خود جذب كنند و سهم بيشتري در تجارت جهاني به دست آورند. طبيعي است كه برخي سياستهاي تهاجمي گرچه ممكن است فوايد تبليغاتي موقتي داشته باشد اما كشورمان را از استفاده از امكانات جهاني براي يك جهش اقتصادي محروم خواهد ساخت. اين زيان بزرگي است بهويژه كه ايران در شرايط اجراي طرحهاي تحولساز اقتصادي قرار دارد و به تكنولوژي و سرمايه موجود در اقتصاد جهاني نياز دارد. تحريمها ايران را از كسب فرصتهاي موجود در صحنه اقتصاد جهاني محروم خواهد ساخت. اين مساله ممكن است در طول عمر دولت يا مسوولان تاثيرگذار نباشد اما اثرات بلندمدتي بر جامعه ايران خواهد گذاشت و احتمال دارد كه فرايندهاي توسعه را تحت تاثير خود قرار دهد.
* استاد دانشگاه و تحليلگر روابط بينالملل