صفحه نخست arrow بخشهای خبری arrow اخبار تیتر یک arrow تئاتر متكي به گروه است
گفت‌وگو با ايرج راد كارگردان نمايش «عيش و نيستي»
تئاتر متكي به گروه است
نسخه مناسب چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0 بدعالی 
22 اسفند 1388 - 11:53
تئاتر متكي به گروه است

مانا كياني:«عيش و نيستي» كه اين روزها در تالار چهارسو مجموعه تئاتر شهر اجرا مي‌شود، برگرفته از اثر تيري مونيه، نويسنده فرانسوي است؛ هرچند ايرج راد تنها كسي است كه بازي ملموس و قابل باوري دارد، اما اين نمايش به‌خاطر فضاي طنزي كه دارد در جذب مخاطب موفق بوده است و كاستي‌هايي كه در بازي ديگر اعضاي گروه ديده مي‌شود، در پوشش طنز اثر پنهان مي‌شود. «عيش و نيستي» داستاني محدود به جغرافياي خاص نيست و در هر جامعه‌اي ممكن است رخ دهد و شايد اين تنها عامل ماندگاري نمايشنامه‌هاي بدون تاريخ مصرف باشد.

بعد از چند سال دوباره تصميم به كارگرداني گرفتيد؟
آخرين نمايشي كه كارگرداني كردم حدود 16-15 سال پيش بود و به دلايلي كارگرداني را كنار گذاشتم، اما تقريبا هر سال در يك كار بازي مي‌كنم، ولي خب به دليل پرداختن به مسائل خانه تئاتر كمتر كارگرداني اثري را به عهده گرفتم.
به چه دليل كارگرداني را كنار گذاشتيد؟
معتقد هستم كار تئاتر متكي به گروه است و بدون گروه معنا و مفهومي واقعي خود را ندارد. وقتي اعضاي يك گروه بعد از مدتي كه با هم كار مي‌كنند نسبت به نحوه كار يكديگر، ديد و توانايي هم آگاه مي‌شوند و ارتباط بازيگران منسجم خواهد بود، در چنين شرايطي ارتباط صحنه با تماشاگر بسيار جذاب مي‌شود. زماني كه در اداره تئاتر بودم با گروه كار مي‌كردم، اما به مرور برخي از همكاران بازنشسته شدند و گروه از شكل اصلي‌ای كه داشت درآمد و پس از آن من هم تلاشي نكردم با افراد ديگري تشكيل گروه بدهم. به همين دليل بيشتر به كار بازيگري مشغول بودم تا اينكه امسال تصميم گرفتم اثري را كارگرداني كنم و با گروهي كه ديديد نمايش «عيش و نيستي» را اجرا كرديم. معتقدم اعضاي يك گروه نمايشي در يك زمان واحد تنها بايد به همان كار اشتغال داشته باشند و اگر غير از اين باشد جريان تئاتر را از خواست و جايگاه واقعي آن، دور مي‌كند.
شما پيش از اين كار طنز و كمدي انجام داده بوديد، اما طنز موجود در اين نمايش بسيار متفاوت از كارهاي قبلي شماست. آيا انتخاب اين اثر به دليل شرايط تلخ مخاطب جامعه امروز است؟
در حال حاضر اين مساله بسيار مدنظر هنرمندان است؛ چراكه جامعه امروز نيازمند نشاط است، ضمن اينكه شما در قالب طنز و كمدي و گاهي كاريكاتور مفاهيم را بيشتر مي‌توانيد به تماشاگر القا كنيد و تاثيرگذاري آن بيشتر خواهد بود.
البته طنز اين نمايش تلخ بود و همه جوامع را برمي‌گرفت؛ حتي در بخشي از نمايش هم اين سوال مطرح مي‌شود كه چرا واقعيت وجودي افراد ديده نمي‌شود.
بله، آنچه در نمايشنامه و اجرا ديده مي‌شود اين است كه افراد گاه دچار دگرگوني‌هاي عجيب و غريب و بدون تفكر مي‌شوند و آنچه در اين نمايش اتفاق مي‌افتد در حقيقت يك كمدي- تراژدي است كه در ظاهر همه چيز خنده‌دار است، اما در عمق و درون آن تراژدي اتفاق مي‌افتد.
اما بازي بيش از حد فانتزي زري عماد در نقش اوگوستا دائم از تاثيرگذاري اين داستان در ابتداي نمايش مي‌كاهد، ولي به تدريج شاهد بازي روان‌تري از او مي‌شويم.
اين شخص در برخوردي كه با شوهرش دارد و اينكه مي‌خواهد بر او مسط باشد و حال و هواي خاصي كه دارد چنين حسي را القا مي‌كند، اما در ادامه او نيز با ماجرا همراه مي‌شود و شايد اين همراهي با اتفاقات پيرامون باعث مي‌شود بازي او در ابتدا به اين شكل به نظر بيايد.
برخي موقعيت‌ها و ديالوگ‌ها با فرهنگ ايراني تطابق داشت و ملموس بود. تا چه حد در كليت متن و ديالوگ‌ها تغيير ايجاد كرديد؟
اين نمايشنامه بسيار طولاني است در نتيجه بخش‌هايي كه مخاطب نمي‌تواند ارتباط بيشتري با آن برقرار كند و همچنين بخش‌هايي كه امكان اجراي آن وجود نداشت را كوتاه كردم و سعي بر اين داشتم تفكري كه در نمايشنامه وجود دارد را برجسته کرده و از حاشيه‌ها دور كنم تا شكلي پيدا كند كه بتواند ارتباط لازم با تماشاگر ايراني را برقرار كند و قابل درك باشد. در همه جاي دنيا رابطه زن و مرد و مسائلي كه در اين نمايش مطرح مي‌شود براي تماشاگر ملموس است گاهي اوقات شما مي‌بينيد يك اثر صرفا مربوط به يك منطقه يا كشور نيست و آنچه در آن مطرح مي‌شود در همه جا هست و همه به راحتي مي‌توانند با آن ارتباط برقرار كنند. و دليل انتخاب اين نمايشنامه اين بود كه احساس كردم مي‌تواند با مخاطب ايراني حرف بزند و ارتباط برقرار كند. ديالوگ‌ها هم براساس همان ترجمه اصلي متن انتخاب شدند به استثناي مواردي كه بازيگران برخي جملات را براي بيان بهتر پس و پيش كردند.
در اين نمايش بازيگراني حضور دارند كه شايد جزو چهره‌هاي شناخته‌شده تئاتر نباشند، اما از پس نقش برآمده‌اند. با توجه به اينكه ما 40 گروه فعال تئاتري داريم چرا كار آنها ديده نمي‌شود و فرصتي براي شكوفاشدن اين چهره‌ها به وجود نمي‌آيد؟
علت اصلي اين است كه امكانات تئاتر ما بسيار محدود است و ديگر اينكه گروه‌هاي حرفه‌اي، آماتور، دانشجويي جايگاه مشخص و تعريف‌شده‌اي ندارند و اين درهم‌آميختگي باعث مي‌شود جريان تئاتر تاثيرگذاري چنداني نداشته باشد و همانطور كه قبلا هم اشاره كردم تئاتر بدون گروه معنا و مفهوم ندارد و گروه هم بايد دائما تمرين كند. سالن‌ها هم بايد تعاريف خود را داشته باشند و براي هريك از گروه‌هاي حرفه‌اي، آماتور و دانشجويي سالن جداگانه‌اي وجود داشته باشد تا انتظار تماشاگر هم مشخص شود. وقتي يك گروه، سالن و تماشاگر تفكيك شده باشند گروه‌ها پس از مدتي كه در ارتباط با تماشاگر قرار مي‌گيرند شناخته مي‌شوند و قدرت و توان هر كدام مشخص مي‌شود و از اين پس تماشاگر انتخاب مي‌كند كه چه نمايشي و از چه گروهي را مي‌خواهد ببيند؛ گروه بر تماشاگران خود تاثير مي‌گذارد و سطح ديد و توقع او را از نظر فرهنگي و هنري بالا مي‌برد، در چنين شرايطي هنرمند هم مجبور مي‌شود خود را بالا ببرد و حرفه‌اي‌تر با قضيه روبه‌رو شود. اين ارتباط يك ارتباط متقابل است كه درنهايت باعث مي‌شود تئاتر پاسخگوي نيازهاي فرهنگي و هنري جامعه باشد، ضمن اينكه به اعتقاد من تئاتر هميشه بايد حرفي براي گفتن داشته باشد چراكه در غير اين صورت مخاطب از تئاتر دور مي‌شود.
فكر نمي‌كنيد يكي ديگر از دلايلي كه مانند گذشته شاهد حضور گروه‌هاي حرفه‌اي در تئاتر نيستيم، مسائل مالي است؟
بله، قبول دارم كه مسائل مالي جايگاه خود را دارد، اما در كنار مسائل مالي، حمايت‌هاي معنوي هم مطرح است اگر از تئاتر و كار هنري حمايت معنوي شود بي‌ترديد به دنبال آن حمايت‌هاي مالي هم صورت مي‌گيرد. در اين سال‌ها سالني به سالن‌هاي تئاتر اضافه نشده است. دو سالن تماشاخانه ايرانشهر هم پس از حرف‌ها و بحث‌هاي بسيار به سالن‌هاي تئاتر اضافه شد. در حالي كه ما نيازمند امكانات بسيار زيادي در زمينه تئاتر هستيم تا بتوانيم پاسخگوي علاقه‌مندان بي‌شمار تئاتر باشيم و تئاتر در ارتباط با مردم قرار بگيرد. ما سالانه بيش از هزار فارغ‌التحصيل رشته هنرهاي نمايشي داريم، اما امكان اشتغالزايي براي آنها وجود ندارد در حالي كه برخي از اين فارغ‌التحصيلان استعدادهاي خيلي خوبي دارند كه اگر از آن استفاده نشود، به هرز مي‌رود. آنها سرمايه‌هاي فرهنگي و هنري ما هستند و بايد امكاناتي فراهم شود تا حداكثر بهره‌برداري از اين افراد را داشته باشيم. تئاتر در همه زمينه‌ها مي‌تواند اثرگذار باشد و بسياري از ناهنجاري‌ها را از بين ببرد. تئاتر اگر با برنامه‌ريزي، اصول و تعريفي گسترش پيدا كند، مي‌تواند بر رفتار، اخلاق، روابط انساني و اجتماعي و بالا بردن فرهنگ عمومي جامعه تاثير مستقيم داشته باشد. ما در شهرستان‌ها هم با مشكلات ديگري مواجه هستيم. در برخي از شهرها سالن‌هاي تئاتر وجود دارد، اما افراد از آموزش كافي برخوردار نيستند و اين نشان مي‌دهد علاوه‌بر حمايت‌هاي مادي، ما به حمايت‌هاي معنوي هم نيازمنديم و حمايت معنوي زماني شكل مي‌گيرد كه ما سازمان تئاتر كشور داشته باشيم. اداره هنرهاي نمايشي به هيچ عنوان جوابگوي نيازها نيست، ولي سازمان تئاتر كل كشور مي‌تواند در دل خود بخش‌هاي مختلفي ازجمله بخش خصوصي داشته باشد كه مورد حمايت سازمان قرار بگيرند. اين سازمان مي‌تواند در تمام ابعاد با كمك به هنرمندان و به وجود آوردن فضاهاي نمايشي به گسترش تئاتر كمك كند، در چنين شرايطي تماشاگر هم به شكل دائم به تئاتر روي خواهد آورد. ما بايد براي همه اقشار جامعه تئاتر داشته باشيم. بايد براي كودكان، نوجوانان، قشر متفكر و حتي قشر كم‌سواد جامعه تئاتر داشته باشيم و اينكه فكر كنيم تئاتر فقط براي يك قشر خاصي از جامعه است، اشتباه مي‌باشد.
صحبت‌هاي شما در تاييد شعار «تئاتر براي همه» است، اما اين مساله زماني محقق مي‌شود كه اطلاع‌رساني هم به درستي صورت بگيرد. در حالي كه تئاتر در حوزه تبليغات بسيار ضعيف عمل كرده است.
متاسفانه در زمينه تئاتر اطلاع‌رساني بسيار ضعيف است. ما انتظار داريم تيزرهاي تئاتري از تلويزيون پخش شود تا به‌صورت فراگير اطلاع‌رساني شود. زماني كه مردم از موضوعي اطلاع ندارند نمي‌توان انتظار داشت براي ديدن نمايشي به تئاتر بيايند. اگر گفته مي‌شود تئاتر براي عده خاصي است چون علاقه‌مندان به اين هنر جست‌وجوگر و پيگير اجراها هستند و براي ديدن كار بليت تهيه مي‌كنند و به تئاتر مي‌آيند، اما بقيه مردم بي‌اطلاع هستند و نمي‌دانند در تئاترشهر چه خبر است و در اينجا چه مي‌گذرد و اطلاع‌رساني براي اين قشر از جامعه بايد از طريق رسانه‌هاي گروهي صورت بگيرد تا نسبت به آن آگاه شده و به ديدن آن علاقه‌مند شوند.
حالا كه پس از 16-15 سال دوباره به كارگرداني روي آورديد، احتمال استمرار آن هست؟
اميدوارم بتوانم هر سال يك كار تئاتر انجام دهم. البته من وقتي كارگرداني مي‌كنم علاقه‌اي به بازي ندارم. برای اولين بار است كه علاوه‌بر كارگرداني همزمان بازي هم كرده‌ام، چون معتقدم كارگردان بايد خود را درون صحنه و مقابل بازيگر قرار ندهد و از بيرون همه‌چيز را كنترل كند و بر كار احاطه كامل داشته باشد. زماني كه بخشي از مسووليت كارگردان به بازي خودش‌ روي صحنه معطوف مي‌شود از ساير بخش‌ها غافل مي‌ماند. البته من از دوستاني كه با من در اين نمايش همكاري مي‌كنند، راضي هستم. بازيگرها سعي كردند هماهنگي لازم را داشته باشند و به آن درجه از نقش برسند كه با تماشاگر ارتباط برقرار كنند. من به خيلي از بازيگران مطرح پيشنهاد كردم هيچ‌كدام به من «نه» نگفتند، اما خب به دلايلي نتوانستيم با هم كار كنيم و از من خواستند زمان تمرين را با آنها تنظيم كنم، ولي كار تئاتر تنظيمي نيست، چون دوستاني كه در اين نمايش همكاري دارند به اين دليل انتخاب شدند كه همزمان با اين نمايش كار ديگري قبول نكردند. ضمن اينكه معتقدم تئاتر نبايد در انحصار عده خاصي باشد و بايد امكاناتي براي نيروهاي جوان و كساني كه ديده نشدند نيز فراهم شود.
از آنجا كه ما چه بخواهيم و چه نخواهيم مخاطب تئاتر اندك است، بسياري ترجيح مي‌دهند از چهره‌هاي شناخته‌شده و توانا در تئاتر استفاده كنند كه مخاطب را جذب كند.
بله، برخي هم چنين نظري را دارند، اما گاهي اوقات عكس اين ماجرا هم صادق بوده است و استفاده از بازيگران مطرح در تئاتر و حتي سينما جواب نداده است. در ابتداي كار شايد تبليغات و بازيگر سرشناس باعث جذب مخاطب شود، ولي اگر اما كار با مخاطب ارتباط برقرار نكند، كم كم تماشاگر خود را از دست مي‌دهد. عكس اين ماجرا هم اتفاق افتاده كه در نمايشي از چهره‌هاي مطرح استفاده نشده، اما هنرپيشگان توانمندي حضور داشتند كه به مرور به جذب مخاطب منتهي شده است. اگر تماشاگر از كاري لذت ببرد، به ديگران هم توصيه مي‌كند آن اثر را ببينند و همين كافي است تا سالن پر شود. اين يك نوع تبليغ است؛ هرچند به اعتقاد من كافي نيست.
نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pxinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
< بعدی   قبلی >