سعيد اركانزادهيزدي:تابستان امسال، براي دانشجوياني كه فعاليتهاي غيرسياسي دانشگاهها را اداره ميكردند، تابستان خوبي نبود. دانشجويان عضو كانونهاي فرهنگي و هنري دانشگاهها، وقتي كه در شهريورماه امسال، براي ثبتنام ترم جديد به دانشگاه ميآمدند، خبرهايي از تغيير سياستها در فعاليتهاي كانونهاي فرهنگي و هنري ميشنيدند كه البته انتظار آن را داشتند اما گمان نميكردند تغييرات در فعاليت كانونها، چنين زود خود را به جامعه دانشجويي نشان دهد.
كانونهاي فرهنگي و هنري دانشگاهها در سال 1380 با تصويب اساسنامه آنها در وزارت علوم كار قانوني خود را آغاز كردند. برخي از اين كانونها پيش از سال 80 نيز در دانشگاهها فعاليت ميكردند. قبل از روي كار آمدن دولت اصلاحات، كانونهاي فرهنگي دانشگاهها زير نظر نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري يا انجمنهاي اسلامي دانشگاهها كار ميكردند. از سال 76، شمار اين كانونها در دانشگاهها بسيار بيشتر شد و سياستهاي وزارت علوم نيز بر اين محور قرار گرفت كه كارهاي دانشجويي به خود دانشجويان واگذار شود. به اين ترتيب، به تدريج در معاونت فرهنگي وزارت علوم، برخي دانشجويان فعال در كانونهاي تعدادي از دانشگاههاي كشور دعوت به همكاري شدند و شروع به نگارش اساسنامهاي براي فعاليتهاي دانشجويي كردند كه در سال 80 با نام اساسنامه كانونهاي فرهنگي و هنري دانشگاههاي كشور، رسميت يافت. پيش از آن نيز در سال 78، كانونهاي مختلف دانشگاههاي سراسر كشور كه شمارشان روزبهروز بيشتر ميشد، در شمال كشور گردهمايي بزرگي را ترتيب دادند و عملا نشان دادند به وزنهاي در فعاليتهاي دانشجويي تبديل شدهاند. اساسنامه مجامع كانونهاي فرهنگي و هنري دانشگاهها نيز در شورايعالي انقلاب فرهنگي تصويب شد و كانونهاي سراسر كشور در 12 دسته طبقهبندي شدند كه زير نظر 12 مجمع كار ميكردند و اين مجمعها، مجامع كانونهاي فرهنگي و هنري را تشكيل ميدادند.
اساسنامهاي براي مديران
با روي كار آمدن دولت نهم، به تدريج همكاري دانشگاهها با كانونهاي فرهنگي و هنري، محدود شد. حسين فلاحتي دبير كانون ايرانشناسي و گردشگري آريا در دانشگاه صنعتي اصفهان، ميگويد: «هر برنامهاي كه در دانشگاه برگزار ميشود، شامل يك سري كارهاي اجرايي و ابزار مورد نياز براي انجام اين كارهاي اجرايي است.
اخيرا قوانيني از سوي دانشگاه اعمال شده كه انجام اين كارهاي اجرايي و ابزار آن را وارد فاز دیگری كرده است. البته به گفته مسوولان دانشگاه، اين قوانين براي سهولت كار دانشجويان وضع شده است.
فلاحتي ميگويد: «حدود دو سال است كه در كانونهاي دانشگاه فعال هستم و در مقايسه با سالهاي گذشته، بايد گفت وضع قوانين و مقررات جديد در زمينههاي كارهاي فرهنگي، در عمل تنها باعث ايجاد معضلاتي شده است كه نتايج آن كمرنگتر شدن نقش كانونها در فعاليتهاي فرهنگي دانشگاه و مهمتر از آن، دلسردشدن دانشجويان براي فعاليت در كانونها است.»محمدعلي ايزدي، دبير كانون گفتوگوي تمدنهاي دانشگاه بوعلي همدان از اعمال سليقههاي شخصي مديران فرهنگي نسبت به صدور مجوز برنامههاي كانون، نبود ثبات در تصميمگيري مديران به نحوي كه تصميمات بهصورت خلقالساعه تغيير ميكند و اينكه هيچ تعهدي نسبت به دستورات مديران توسط خود ايشان داده نميشود و نيز تبعيض در زمينه در اختيار قرار دادن بودجههاي فرهنگي ميان كانونهاي فرهنگي، بهعنوان مشكلاتي كه در كانونهاي دانشگاه وجود دارد، نام ميبرد.از تيرماه امسال كه رسما اساسنامه جديد كانونهاي فرهنگي، ابلاغ شد، محدوديتها بسيار بيشتر شده و جنبه قانوني گرفته است. اين اساسنامه جديد در دوره وزارت محمدمهدي زاهدي تصويب شد و نهادهايي كه در اساسنامه قبلي، مرجع تصميمگيري درباره كانونها بودهاند، با حفظ همان عناوين، تغيير ماهيت دادهاند يا حضور دانشجويان در آنها، كمرنگتر شده است. مرتضي ورمزيار دبير كانون گفتوگو و انديشه دانشگاه صنعتي اميركبير در اينباره ميگويد: «به نظر ميرسد كساني كه اساسنامه جديد كانونهاي فرهنگي را نوشتهاند، ابتدا همه راههايي را كه كانونها ميتوانند براساس آن استقلال داشته باشند، بستهاند. مثلا درباره انحلال كانونها نوشته شده است كه اگر شوراي هماهنگي كانونها در دانشگاه خلافي در فعاليت كانونها ديد، آن كانون اخطار كتبي ميگيرد و با دو اخطار منحل ميشود. اعضاي شوراي منحلشده حق نامزدي در انتخابات آتي كانون را نخواهند داشت و حتي نميتوانند درخواست تاسيس مجدد همان كانون را بدهند.» ورمزيار ميگويد: «در سالهاي اخير، به كانونهاي فرهنگي بيشتر بهعنوان تهديد نگاه شده است تا فرصت. دانشگاهها نيز وظيفه كنترل آنرا را برعهده گرفتهاند و تلاش كردهاند ضوابطي را براي كنترل كانونها اعمال كنند. آخرين تلاش در اين زمينه نيز با تغيير اساسنامه كانونها انجام شد.» دبير كانون گفتوگو و انديشه دانشگاه صنعتي اميركبير ميگويد: «در دانشگاه اميركبير، شرايط جديد عضويت در شوراي مركزي كانون به اين صورت شده كه دانشجو دو ترم را گذرانده و يك ترم هم به فارغالتحصيلياش مانده باشد. در صورتي كه قبلا شرط عضويت اين بود كه با دانشگاه تسويهحساب نكرده باشد. عضويت همزمان در چند كانون ممنوع شده است. براي گرفتن مجوز فعاليتهاي فرهنگي، مدير فرهنگي نقش فعالي نداشت اما حالا مجوزها كاملا بايد با موافقت مدير و شوراي فرهنگي همراه باشد. دانشگاه براي پرداخت هزينه برنامههاي فرهنگي، ريز هزينهها را ميخواهد. نامهنگاريهاي كانونها با بيرون دانشگاه قطع شده و بايد از كانال مديريت فرهنگي انجام شود و شوراي هماهنگي كانونهاي دانشگاه نقش آمرانه و مديريتياي پيدا كرده است. تعداد مديريتهاي زيادي نيز به بدنه مديريتهاي فرهنگي اضافه شده و براي يك برنامه كوچك، تعداد نامهنگاريها به اين مديران فرهنگي چند برابر شده است.» دبير كانون گفتوگو و انديشه دانشگاه صنعتي اميركبير معتقد است كه هنگام روي كار آمدن مديران فرهنگي وزارت علوم در دولت نهم، مديران وزارتخانه نسبت به كانونهاي فرهنگي حساسيت چنداني نداشتند و بيشتر بر نشريات دانشجويي متمركز بودند اما مديران فرهنگي برخي از دانشگاهها، مشكلات كانونها را به وزارت علوم بردند و وزارتخانه را چنان نسبت به كانونها حساس كردند كه عاقبت، كار به تغيير اساسنامه كانونها كشيد. او ميگويد: «مديران جديد فرهنگي برخي دانشگاهها ميخواستند تعدادي از كانونها را تعطيل كنند اما به مشكلات آييننامهاي برخوردند. در دانشگاه اميركبير فعاليتهاي كانونهاي فيلم و تئاتر تعطيل و بعد كانونهاي گفتوگو و انديشه متوقف شد. كار به جايي رسيد كه از 12 كانون فرهنگي اين دانشگاه، هشت كانون تعطيل شد. بهطور مشابه در دانشگاه علم و صنعت ايران و دانشگاه اصفهان هم اين تعطيليها و محدوديتها پيش آمد و اين اختلافات به وزارت علوم و بعد به شوراي عالي انقلاب فرهنگي رسيد. بنابراين به تدريج بحث تغيير اساسنامه كانونها پيش كشيده شد. اساسنامه جديد كانونهاي فرهنگي طوري نوشته شده كه محدوديتهاي مديران در دخالت در كار كانونها را رفع كند.»