مهربانو ابديدوست:مسعود دهنمكي از آن دست آدمهايي است كه فاصله ميان آرزوهايش و به واقعيت پيوستن آنها چندان زياد نيست. او وقتي اراده ميكند كه درباره جنگ، فيلم بسازد و پرمخاطب هم باشد، اين خواسته در حد يك آرزو باقي نميماند. امكانات و شرايطي در اختيار او قرار ميگيرد كه ميتواند به راحتي آدمهايي را وارد جبهه جنگ كند، كه هيچكس به غير از او اين مجال را نخواهد داشت. فيلم او در بهترين فرصت اكران ميشود و تلويزيون با تمام قوا به كمك او ميآيد تا ركورد غيرقابل تصوري برايش رقم بخورد. اما تلويزيون در عين حال كه تبليغات زيادي براي پوشش دادن اخراجيها انجام داد، به ناگهان متوجه اين مساله شد كه سريالهاي نوروزياش با افت مخاطب زيادي روبه رو شد. با اين حال كسي به اين مساله توجه نكرد كه امكان دارد تلويزيون براي سريال نوروزي خود، به سراغ دهنمكي برود. اما اين اتفاق امسال افتاده و با توجه به حواشي موجود، پيشبيني ميشود «دهنمكي» در نوروزي امسال، بيشترين مخاطب را به خود اختصاص دهد. در روزهاي اسفندي براي تهيه گزارشي پشت صحنه سريال «دارا و ندار» رفتيم. شواهد زيادي وجود دارد كه دهنمكي در اين كار با استقبال بينظيري از سوي مخاطبان تلويزيوني روبهرو شود. تا اثبات اين ادعا به اندازه روزهاي باقي مانده سال وقت باقي است.
شما در سينما با «اخراجيها» در جذب مخاطب ركودشكن شديد، در حالي كه امكان ادامه اين موفقيت براي كارهاي بعدي سينماييتان قابل پيشبيني است، چه شد كه اين بار تلويزيون را انتخاب كرديد؟
آوردنم.
يك مقدار سماجت و پيگيري تهيهكننده بود، كه طرح اوليهاي داشتند كه من خواندم، منتها از لحاظ متن آن چيزي نبود كه من دلم ميخواست. بايد يك چيزهايي به آن اضافه ميشد. بنابراين شرط كردم كه اين تغييرات انجام شود و نظراتم را گفتم، از طرف ديگر ميخواستم بين «اخراجيهاي 2 و3»
تجربه جديدي باشد. ديگر اينكه از نظر فني و فرم ميخواستم قبل از كار سومم در سينما، تجربه و ميدان عملي در تلويزيون هم برايم فراهم باشد. با 700 الي 800 دقيقه زمان سريال ميتواني 10 تا فيلم سينمايي بسازي، اما يك مساله را نبايد فراموش كرد و آن اينكه به هر حال در تلويزيون فرصت داري تجربيات مختلفي داشته باشي و گروه جديدي از بازيگران و مضمون متفاوتي را تجربه كني. از طرف ديگر احترام به مخاطب است. تلويزيون از اين لحاظ امكان زيادي برايت به همراه خواهد داشت. وقتي يك كار سينمايي انجام ميدهيد، در بهترين حالتش در دهه اخير كه شايد فقط براي اخراجيها اتفاق افتاده، هفت الي هشت ميليون نفر به سينما ميآيند و كار تو را ميبينند، ولي در تلويزيون يك كار نمايشي، حداقل هفت الي هشت ميليون مخاطب دارد، ممكن است كه 60 ميليون نيز به آن اضافه شود. جدا از اينها تاكيد ميكنم كه احترام به مخاطب و ارزش مخاطب من را مجاب كرد كه ساخت يك سريال تلويزيوني را برعهده بگيرم.
اتفاقي كه براي شما در سينما از لحاظ مخاطب افتاد، اتفاق كمي نيست و روياي خيلي از فيلمسازان است. حال اينكه شما توقع انتظار مخاطب بالاتري را داريد. كار شما قرار است از شبكه تهران، شبكهاي استاني پخش شود. فكر ميكنيد با اين اوصاف موفق بشويد در تلويزيون ركود مخاطب بالاتري را براي خود ثبت كنيد؟ در زمان اکران اخراجيها در سينماهاي كشور، بخش عمدهاي از مخاطبان سريالهاي تلويزيوني به سينما كشانده شدند حال اين پرسش مطرح است كه انتظار داريد اين بار ماجرا برعكس شود و مخاطبان سينما، جذب تلويزيون شوند؟
به اعتقاد من، مخاطب سينما حتما پاي تلويزيوني هم مينشيند، ولي مخاطب تلويزيون معلوم نيست به سينما هم برود.
در مورد كار شما...
من در مورد كارهاي خودم دغدغه و مشكل و نگراني مخاطب را ندارم. به لطف خدا تا حالا هر كاري كه داشتم، با آمار بالاي مخاطب روبهرو بوده است. فرقي هم نميكند كه كار سينمايي باشد، يا مستند يا نشريه. اميدوارم براي اين كار هم چنين اتفاقي بيفتد. كمااينكه نگاهم به اين مقوله رقابتي نبوده است. بعضيها ميگويند اين شبكه يا شبكه ديگر يا اينكه شبكه تهران را چرا انتخاب كرديد، مخاطبش محدود است، ولي به نظر من آدم اگر حرفي براي گفتن داشته باشد، حتي اگر از راديو هم پخش شود، مخاطبش را پيدا ميكند و من درباره كار خودم مطمئن هستم.
ظاهرا در حال حاضر و بعد از اتفاقات اخير، شرايط از نظر مخاطب تلويزيوني كمي فرق كرده و بحثها و نظرهايي درباره ريزش مخاطب تلويزيوني در جريان است. به نظر شما آيا «دارا و ندار» باعث ميشود مردم دوباره به تماشاي تلويزيون بنشينند و شاهد جذب درصد بالاي مخاطب تلويزيوني باشيم؟
من فكر ميكنم اگر اثري حرفي براي گفتن داشته باشد، حتي اگر سيدي آن، پشت شهرداري پخش شود، مخاطبش را پيدا ميكند، چه برسد به اينكه آنتن داشته باشد.
چرا شما سعي ميكنيد در آثار نمايشيتان، طنز را رها نكنيد؟ دستتان بازتر است براي گفتن حرفتان يا حواشي ديگري در اين ارتباط وجود دارد؟
من حرفهاي جديام را با زبان طنز ميزنم. كار طنز بسيار سختتر از كار جدي است. در كار جدي، شما توقع نداريد كه مخاطب بخندد ولي در كار طنز، در حالي كه حرف جدي ميزنيد، اگر مخاطب نخندد، يعني شكست خورديد. حالا كمدي - تراژدي، نوع سختتري از كار است. در كار طنز، شما فقط ميخواهيد مردم را بخندانيد و در كمدي - تراژدي هم بايد اشك مخاطب را درآوريد، (يعني با احساسات مردم بازي كنيد) و هم بايد لبخند بر لبشان بنشاند. كار من طنز صرف نيست، درونمايههاي بسيار سياسي، اجتماعي و اعتقادي دارد.
دغدغه كارهاي غيرطنز هم داريد؟
بله. فيلمنامههايي در دست نوشتن دارم، كه جدي هستند. بهخصوص يك كارسينمايي كه بعد از اخراجيها خواهم ساخت، طرحي جدي دارد. در تلويزيون هم، سريال ديگري براي ساخت به من پيشنهاد شده كه در ژانر دفاع مقدس است. شايد تصادفي اين اتفاق افتاد كه بعد از اخراجيها «دارا و ندار» را كار كنم و زبانش طنز باشد. در كار ما اتفاقي كه افتاده اين است كه عموم بازيگران، جز چهار الي پنج نفر، يعني از ميان 40 تا 50 بازيگر اصلي، بقيه كار جدي انجام دادهاند و شهره با بازيگر طنز نيستند. اينطور بگويم كه اين بار قرار است بازيگران جدي در قالب طنز ديده شوند؛ يعني شكستن قالب بازيگر طنز، زبان طنز و نوع نگاه و حتي ساختار اين سريال از لحاظ فني نسبت به سريالهاي مناسبتي فرق ميكند.
به نظر ميرسد شما دغدغه اين مساله را داريد كه نشان دهيد روايتگر مشكلات قشر مستضعف جامعه هستيد. در سريال «دارا و ندار» هم از وقايعي كه براي اين قشر روي ميدهد، روايت ميكنيد.
تنها دغدغهام همين است، فعلا دغدغه ديگري ندارم.
از عنوان «دارا و ندار» اينطور برميآيد كه در اين سريال تلويزيوني، به دنبال خطكشي بين دو قشر جامعه هستيد و بايد شاهد شخصيتهاي سياه و سفيد باشيم.
نه، اينطور نيست. همه شبيه هم هستند، ولي فاصله طبقاتي آنها را از هم دور ميكند. مناسبات امروز، شهرنشيني، ماشيني، مدرنيسم، اينها آدمها را از هم دور ميكند. من در دارا و ندار به اين موضوع پرداختهام، قصدم خطكشي بين مردم و طبقات نيست.
اگر موافق باشيد درباره بازيگران و هدايتشان از سوي شما حرف بزنيم. بسياري از اين بازيگران داراي سوابق درخشاني در بازيگري هستند. ميخواهم بدانم چقدر اجازه داده ايد كه از تجربههاشان استفاده شود. شايد بتوان اين پرسش را اينگونه مطرح كرد كه چقدر بازي اين بازيگران مبنيبر خلاقيتهاي فردي خودشان است؟
بهنظر من، بازيگري كه ايده نداشته باشد و بيايد سر صحنه، قرباني ميشود. بازيگري كه با ايده وارد كار شود، كمك ميكند، به شرطي كه از چارچوب خارج نشود. ويژگي من بهعنوان يك كارگردان اين است كه موقع قرارداد با آنها شرط ميكنم كه روي نقششان كار كنند.
و هدايتشان؟
كارگردان و بازيگرداني براي همين موقع است. يعني هر كس در قالب خودش و استعدادي كه دارد بايد در خدمت فيلمنامه باشد. اگر در خدمت فيلمنامه باشد لطمهاي به كار وارد نميكند.
«دارا و ندار» چه نوع طنزي است؟
داراي هم طنزكلامي و هم طنز موقعيت است. البته اين موضوع را هم بگويم كه طنز كلامياش بيشتر است.
شايعه است كه ممكن است اين سريال بعد از پخش در ايران در كشورهاي ديگر، امكان پخش با دوبله يا زيرنويس را داشته باشد؟
شنيدم جامجم قرار است پخش كند. به هر حال ما 400 ميليون فارسيزبان در خاورميانه داريم، به نظرم، حتي بايد يك چيزي هم هزينه كنيم، تا آنها هم اين كارها را ببينند.