دكتر ابراهيم متقي :به طور كلي جوزف بايدن در زمره سناتورهاي معتدل و نئوليبرال در ساختار سياسي آمريكا محسوب ميشود. بايدن كه سالهاي طولاني را بهعنوان سناتور ايفاي نقش كرده همواره داراي رويكرد تعادلي در ارتباط با موضوعات منطقهاي و بينالمللي بوده است. در شرايط موجود هم بايدن چنين ديدگاههايي را در رابطه با بحرانهاي منطقهاي ارائه ميدهد.
در دوراني كه اوباما به قدرت رسيده تركيب بايدن و اوباما ميتواند در پيشبرد سياستهاي استراتژيك آمريكا در فضاي منطقهاي و بينالمللي نتيجه بخشتر از زماني باشد كه تيم ديك چني و جرج بوش در كاخ سفيد مسووليت اداره امور اجرايي را عهدهدار بودند.
سفر بايدن به خاورميانه را هم بايد در دو فضا مورد بررسي قرار داد؛ فضاي اول مسائل كشورهاي خاورميانه با ايران است يعني اينكه چه الگوي رفتاري را اسرائيل، مصر، عربستان سعودي و اردن در رابطه با ايران پيش ميگيرند. نكته دومي كه بايدن مورد پيگيري قرار داده مسائل مربوط به فعال سازي مجدد مذاكرات صلح است.
مهمترين مساله اين است كه بتوان زمينه بازسازي مذاكراتي را كه براي مدت زمان طولاني در فضاي انفعال قرار گرفته بود، به نوعي بازسازي كرده و به اين ترتيب شرايط لازم را براي پيشبرد طرح صلح آمريكا در خاورميانهاي كه مبتني بر سازماندهي فضاي دو دولتي است، شتاب بخشید.
به همين دليل در مذاكراتي كه بايدن با مقامات اسرائيل داشته اولا بر اين موضوع تاكيد كرده است كه آمريكا كاملا مخالف اقدامات يكجانبه اسرائيل در برخورد با جمهوري اسلامي ايران است. بايدن بر اين موضوع تاكيد دارد كه اگر اسرائيل چنين اقدامي را انجام دهد ايران از قابليتهاي لازم براي مقابله با اسرائيل و همچنين واكنش نسبت به چنين اقدامي برخوردار است و از همه مهمتر اينكه اراده لازم براي كاربرد قدرت را هم داراست. در چنين شرايطي هرگونه اقدام نظامي اسرائيل، ممكن است مخاطرات استراتژيك را براي منطقه به وجود آورد.
دومين نكتهاي كه وجود دارد اين است كه چگونه ميشود از طريق ائتلاف چند جانبه خاورميانهاي تحرك استراتژيك ايران در ارتباط با موضوعاتي همانند لبنان، عراق و فلسطين كنترل شود.
طبيعي است كه اردن، مصر و عربستان در زمره كشورهايي هستند كه در دورههاي قبل با طرح هلال شيعي مخالفت كردند و تلاشهايي براي محدودسازي قدرت شيعيان در تمامي كشورهاي خاورميانه به كار گرفتند؛ اين امر يكي از موضوعات بسياري جدي است كه امريكاييان درصدد پيگيري آن هستند يعني اينكه فضاي ارتباطي ايران با كشورهاي منطقه از شرايط همكاريجويانه و ائتلاف خارج شود و در فضاي جدال و تعارض نسبي
قرار گيرد.
اين مساله را ميتوان يكي از دغدغههاي جدي اوباما و بايدن دانست؛ هر دوي اين موضوعات تاكيد بر فضاي تعادلي دارد يعني اينكه اوباما و بايدن به هيچ وجه تمايلي به شكلگيري اقدامات راديكال كه ابتكار عمل را از دست گروههاي ميانهرو خارج كند ندارند و در نتيجه به اسرائيليها توصيه كردهاند كه اقدام نظامي عليه ايران انجام ندهند و از سوي ديگر تلاش ميكنند تا موجوديت اسرائيل را توسط كشورهاي عربي بهعنوان يك دولت يهودي مورد پذيرش قرار دهند.
به اين ترتيب بحثهايي كه مطرح ميشود به هيچ وجه منجر به شتاب تعارضات در فضاي منطقهاي نميشود و ميتوان ويژگيهاي شخصيتي و الگوهاي رفتاري بايدن را كه در زمره كارگزاران معتدل و ليبرال در آمريكا محسوب ميشود، در راستاي ايجاد تعادل منطقهاي و بازسازي مذاكرات براي حل مشكلات قبل، ازجمله بحث مربوط به دولت خودگردان فلسطين و شناسايي اسرائيل از سوي چنين مجموعهاي دانست.
* استاد دانشگاه و تحليلگر مسائل ايران و آمريكا