تارا محمودي:كتاب را دختر 9 ساله همكار ما، دبير سرويس ادب و هنر معرفي كرده. قرار است پاي پارتيبازي به ميان نيايد و نوشتهاش مستقيم ميآيد توي برگهها و پوشهها و كاغذهاي صفحه آخر. اگر خواندنش را با اين نثر ساده پيشنهاد ميدهيم، نه به خاطر پارتيبازي و فاميلبازي است، كه براي خواندن نثري ساده و نقدي دلنشين است. اما اگر دقت كنيد تمام اطلاعات لازم براي خواند اين كتاب را در اختيارتان گذاشته است.
رامونا پكيج چندتايي است. من فعلا سه جلد از كتاب رامونا را خواندهام، اسمهاي كتابها راموناي هشت ساله، راموناي آتشپاره و راموناي شجاع است. من بيشتر از كتاب راموناي شجاع خوشم آمده. كتاب راموناي شجاع چاپ چهارم است و مترجمش آقاي احمد كساييپور است. راموناي شجاع در سال 1388 منتشر شده و رامونا يك خواهر دارد كه اسمش بئارتيس است. هر كتاب رامونا يك نشري دارد و يك مترجم. نشر كتابي كه من گرفتهام كيميا است. رامونا در اين داستان نقش دختر پردل و جرات آقاي كوئيمبي را دارد. او خيلي مشكل دارد. اگر رامونا بخواهد خودش مشكلاتش را حل كند مشكلاتش هم بيشتر ميشود. رامونا يك دختر شيطان و بازيگوش است. هر روز هفته يك مشكل دارد. رامونا خيليخيلي زود عصباني ميشود. رامونا يك همكلاسي دارد كه موهاش فرفري است و رنگش مايل به قرمز است. رامونا خيلي خوشش ميآيد كه موهاي همكلاسياش را بكشد و چون وقتي بكشد ول كند يك صداي عجيبغريبي ميدهد. رامونا در اين داستان كلاس اول است. اسم معلمشان خانم گريزر است. رامونا خيلي از معلمش بدش ميآيد چون با رامونا لج دارد. يكي از غافلگيريهاي رامونا كه خيلي هيجانزده ميشود در اين داستان اين بود كه مامان رامونا يك اتاق ديگر درست ميكند و اتاق سوراخهاي گندهاي دارد. مامان رامونا ميگويد كه هر يك ماه رامونا ميرود در آن اتاق ميخوابد و ... به شما پيشنهاد ميكنم كه اين كتاب را حتما بخوانيد.